کارنکارن، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره

خاطرات کارن کوچولو

آرایشگاه

دیروز پسر رو بردیم آرایشگاه تا موهاش رو کمی کوتاه کنیم و با کمال تعجب مثل بچه های ساکت و آرام نشست تا آقای آرایشگر موهاشو کوتاه کنه . فکر کنیم بخاطر آینه بزرگی بود که روبروش قرار داشت . آخه کارن خیلی دوست داره جلو آینه وایسته ! ...
24 خرداد 1390

لجبازی

کارن لجباز شده .مدتیه عادتهاش تغییر کرده.دیگه کالسکه رو دوست نداره .انقدر گریه میکنه تا بغلش کنیم به نوعی بغلی شده . تو صندلیش نمیشینه .هر وقت خوابش میاد مقاومت میکنه و این باعث میشه خسته و کلافه میشه بعد شروع میکنه به گریه ..........مامان وبابا رو ناراحت میکنه وبیشتر از همه خودش اذیت میشه.
24 خرداد 1390

واکسن

دیروز پسرمون رو بردیم مرکز بهداشت برای  واکسن پایان شش ماهگی . طفلک تازه از ختنه خلاص شده بود. دیشب شب سختی بود تا صبح مراقبش بودیم . تبش حدود 40 درجه بود . کلی پاشویش کردیم الان شکر خدا خیلی بهتره تبش تقریبا قطع شده. ویروس ضعیف شده که این بلا رو سر بچه میاره خدا رحم کنه اگه..... خلاصه داریم آبدیده می شیم و بحرانها رو پشت سر می زاریم.   ...
20 خرداد 1390

پسرمون رفته زیر تیغ

امروز پسرمون رو بردیم بیمارستان تا ختنش کنن . طفلکی شاد و خندون رفت و .... الهی بمیریم براش خیلی آقا بود . اولین روز پر استرس برای ما بود. پشت در اتاق عمل منتظر بودیم تا جراحی پسرمون تموم شه ! طفلکی وقتی آوردنش خیلی درد داشت . اما بعد چند ساعت بهتر شده.انشاالله هیچوقت هیچ پدر و مادری اشک بچشون رو نبینن.   ...
6 خرداد 1390

1-2-3 حرکت

یه چند روزیه که پسر ما شروع کرده به سینه خیز رفتن ، آنقدر تقلا می کنه تا دستش به اسباب بازیهاش برسه.   ...
5 خرداد 1390
1